محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

53

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

آزار بود تا بدين وسيله ، دين نوپا را در نطفه خفه كنند و يا در همان‌جا كه تولّد يافته ، مدفون سازند . منابع فراوانى از اين ستم حكايت مىكند . از جمله در كتاب تاريخ الحضارة چنين آمده است : « بلمن كه كارگزار دولت روم در سرزمينهاى آسيايى بود به امپراطور ترايانس نامه‌اى نوشت كه حاكى از شيوهء رفتارى است كه با مسيحيان روا داشته مىشد . او مىگويد : با همه كسانى كه متهم به مسيحيت بودند به اين روش عمل كردم كه ، از آنان مىپرسم كه آيا مسيحىاند يا نه . اگر به مسيحى بودن اعتراف كردند ، همين سؤال را براى بار دوّم و سوّم تكرار مىكنم و در كنار آن ، ايشان را تهديد به قتل مىنمايم . اگر با همين وجود ، بر عقيدهء خود اصرار ورزيدند ، مجازات اعدام را دربارهء آنان اجرا مىكنم به اين دليل كه اين اشتباه فاحش و دشمنى شديد اين افراد است كه آنان را مستحق چنين مجازاتى مىكند . اتّهام مسيحى بودن به عدّهء زيادى داده شده است ، آن هم به وسيلهء نامه‌هايى كه نام نويسندگانشان در آنها درج نشده است . اين متّهمان انكار كرده‌اند كه مسيحىاند و بلكه پيوسته بر شيوهء اديانى كه نام آنها در مقابل اين افراد نوشته شده عبادت و نماز به جاى آورده‌اند و خمر و عطر به پيشگاه تمثالى نثار كرده‌اند كه از تماثيل دينى نيست ولى من عمدا آن تمثال را در ميان تمثالهاى دينى آورده‌ام . حتى برخى از آنان مسيح را ناسزا گفته‌اند ، حال آن‌كه گفته مىشود مشكل است بتوان يك مسيحى حقيقى را به ناسزا گفتن به مسيح وادار كرد . برخى از اين متّهمان نيز اعتراف كرده‌اند كه مسيحىاند . آنان اظهار مىداشتند كه در برخى روزها قبل از طلوع خورشيد براى پرستش و براى خواندن سرودهايى به احترام عيسى ( ع ) گردهم مىآيند و نيز اظهار مىدارند كه با يكديگر بر اين امر پيمان بسته‌اند كه دزدى نكنند ، كسى را نكشند ، زنا نكنند و بالاخره به پيمان خود وفادار باشند . من ضرورى دانستم كه دو زن را كه گفته بودند خادم كنيسه‌اند ، مجازات دهم كه البتّه به هيچ چيزى كه گناهى را براى آن دو ثابت كند برخورد نكردم مگر سخن خرافه و سخيفى » . ستم بر مسيحيان در طول زمان فزونى يافت . يك نمونه آنكه ، نرون از تن